محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
60
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
مردم بيان فرمود و مسلمانان را بر اين كه رسالت خداوند را به آنان رسانده است گواه گرفت . پس از صلح حديبيّه رسول خدا ( ص ) به كار دعوت پرداخت و به جاى فرستادن گروههاى نظامى به منظور نبرد فرستادگانى را براى تبليغ و دعوت مردم به اسلام به اطراف گسيل داشت . واقدى مىگويد : در ذى الحجّهء سال ششم هجرت پيامبر اكرم ( ص ) شش نفر از مسلمانان را به همراه نامه هايى به دربارهاى حاكمان و سران آن روزگار فرستاد : حاطب بن ابى بلتعه را نزد مقوقس فرمانرواى اسكندريّه ، شجاع بن وهب را نزد حارث بن شمر غسّانى پادشاه اعراب مسيحى ، رهينة بن خليفه كلبى را به دربار هرقل پادشاه روم ، عبد الله بن حذانه سهمى را به دربار كسرى پادشاه ايران ، سليط بن عمرو عامرى را نزد هوزة بن على حنفى و عمرو بن اميّه ضمرى را نزد اصحمة بن ابحر پادشاه مسيحى حبشه . ما در فصول آينده در بحث مستقلّى از نامه هاى رسول خدا ( ص ) سخن خواهيم گفت و در اينجا به ذكر همين نكته بسنده مىكنيم كه آن حضرت پس از صلح حديبيّه يكسره به كار تبليغ دعوت خود پرداخت و ديگر اين مهم را به جزيرة - العرب محدود نساخت بلكه به فراسوى اين سرزمين روى آورد . به سوى خيبر 538 - هر چند رسول خدا ( ص ) دعوت و تبليغ را لحظه اى وانگذاشت و جنگها او را از اين كار بازنداشت و در اثناى جنگها نيز به تبليغ ادامه مىداد ، اما پس از انعقاد قرارداد صلح و ترك مخاصمهء دهساله با قريش توانست همهء همّت خود را متوجّه اين امر مهم سازد و علاوه بر اين به رويارويى با يهوديان خيبر و به جنگ با شام بپردازد ، چرا كه روميان در شام تعدادى از مسلمانان آن ديار را به قتل رساندند و عملا شيوه هايى همانند قريش در پيش گرفته بودند و بدين ترتيب نبرد با آنان تا زمانى